داستان پندآموز

نقاش مشهوری در حال نقاشی یک منظره کوهستانی بود. آن نقاشی بطور باورنکردنی زیبا بود. نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی‌اش بود که ناخودآگاه در حالی که آن نقاشی را تحسین می‌کرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن، پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه کوه فاصله دارد.
رهگذری متوجه شد که نقاش چه می‌کند. رهگذر می‌خواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش به خاطر ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و سقوط کند. رهگذر به سرعت یک از قلموهای نقاش را برداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد. نقاش که این صحنه را دید با سرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن رهگذر را بزند. اما رهگذر تمام جریان را که شاهدش بود برای نقاش تعریف کرد و توضیح داد که چگونه امکان داشت از کوه به پایین سقوط کند.

گاهی اوقات در زندگی ما مشکلات و ناخوشایندی هایی پیش می آید که به ظاهر بسیار ناراحت کننده هستند، اما اندکی صبر و گذر زمان به ما اثبات می کند که آن ناخوشایندی ها در واقع به نفع ما و زندگیمان بوده است. همیشه از خط خطی شدن نقاشی ها و آرزوهایمان ناراحت نباشیم.

 

مقالات مرتبط با این مطلب

رژیم غذایی لاغری

غلبه بر ترس و هراس های بی دلیل

چه طوری دیگرانو تحت تاثیر قرار بدیم؟

خودباوری

برای کنترل عصبانیت خود چگونه عمل کنیم؟

راه های کاهش استرس

تحول خودکارآمدی

اضطراب امتحان

تفاوت ترس و اضطراب